سلام .

امروز وقت کردم تا مطالب عاطفی بنویسم تا فکر نکنید چون کامپیوتری هستم خشک و بی احساسم.

آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.

آموخته ام که زندگي مثل يک دستمال لوله ای است که هرچه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند.

آموخته ام که پول شخصیت نمی خرد.

آموخته ام که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.

آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند.

آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من

بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم.

آموخته ام که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد.
آموخته ام که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما رادارد.
 
آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم.
 
آموخته ام که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم.
 
آموخته ام که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست 
 
داده ما را تصاحب خواهد کرد.
 
آموخته ام  که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را 
 
وسعت داد.
 
آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد باآنرا انتخاب 
 
کنم.

میلاد امام حسین و امام زین العابدین و حضرت ابوالفضل را به همه دوستان گلم تبریک می گویم.

در پناه گل نرگس.

http://www.tebyan.net/Ejtemaii/84/02/Html/ej-840213-1testkhab.htm

 

 


 

نوشته شده توسط زینی در شنبه 1385/06/04 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت