در یک سحرگاه سرد ماه ژانویه، مردی وارد ایستگاه متروی واشینگتن دی سی شد و شروع به نواختن ویلون کرد.
این مرد در عرض ۴۵ دقیقه، شش قطعه از بهترین قطعات باخ را نواخت. از آنجا که شلوغ ترین ساعات صبح بود، هزاران نفر برای رفتن به سر کارهایشان به سمت مترو هجوم آورده بودند.
سه دقیقه گذشته بود که مرد میانسالی متوجه نوازنده شد. از سرعت قدمهایش کاست و چند ثانیهای توقف کرد، بعد با عجله به سمت مقصد خود براه افتاد.
یک دقیقه بعد، ویلونزن اولین انعام خود را دریافت کرد. خانمی بیآنکه توقف کند یک اسکناس یک دلاری به درون کاسهاش انداخت و با عجله براه خود ادامه داد.
چند دقیقه بعد، مردی در حالیکه گوش به موسیقی سپرده بود، به دیوار پشت سر تکیه داد، ولی ناگهان نگاهی به ساعت خود انداخت و با عجله از صحنه دور شد.
کسی که بیش از همه به ویلون زن توجه نشان داد، کودک سه سالهای بود که مادرش با عجله و کشان کشان بهمراه می برد. کودک یک لحظه ایستاد و به تماشای ویلونزن پرداخت، مادر محکم تر کشید وکودک در حالیکه همچنان نگاهش به ویلونزن بود، بهمراه مادر براه افتاد، این صحنه، توسط چندین کودک دیگر نیز به همان ترتیب تکرار شد، و والدینشان بلا استثنا برای بردنشان به زور متوسل شدند.
در طول مدت ۴۵ دقیقهای که ویلونزن می نواخت، تنها شش نفر، اندکی توقف کردند. بیست نفر انعام دادند، بیآنکه مکثی کرده باشند، و سی و دو دلار عاید ویلونزن شد. وقتیکه ویلونزن از نواختن دست کشید و سکوت بر همه جا حاکم شد، نه کسی متوجه شد. نه کسی تشویق کرد، و نه کسی او را شناخت.
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان جاشوا بل یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین قطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تأترهای شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتنپست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و الویت های مردم بود.
نتیجه: آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ و شگردها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن این آزمایش میتواند این باشد، اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون، است، گوش فرا دهیم ،چه چیزهای دیگری را داریم از دست میدهیم؟
نوشته شده توسط زینی در یکشنبه 1388/08/17 ساعت 10:53 موضوع | لینک ثابت
زنده باد تساوي
ما به مردها گفتيم: ميخواهيم مثل شما باشيم. مردها گفتند: حالا كه اين قدر اصرار ميكنيد، قبول ! و ما نفهميديم چه شد كه مردها ناگهان اين قدر مهربان شدند.
وقتي به خود آمديم، عين آنها شده بوديم. كيف چرمي يا سامسونت داشتيم و اوراقي كه بايد به اش رسيدگي ميكرديم و دسته چك و حساب كتاب هايي كه مهم بودند. با رئيس دعوايمان ميشد و اخم و تَخم اش را ميآورديم خانه سر بچه ها خالي ميكرديم. ماشين ما هم خراب مي شد، قسط وام هاي ما هم دير مي شد. ديگر با هم مو نميزديم. آنها به وعده شان عمل كرده بودند و به ما خوشبختيهاي بيپايان يك مرد را بخشيده بودند. همة كارهايمان مثل آن ها شده بود فقط، نه! خداي من! سلاح نفيس اجدادي كه نسل به نسل به ما رسيده بود، در جيب هايمان نبود. شمشير دسته طلا؟ تپانچة ماشه نقره اي؟ چاقوي غلاف فلزي؟ نه! ما پنبه اي كه با آن سر مردها را ميبريديم، گم كرده بوديم. همان ارثيهاي كه هر مادري به دخترش ميداد و خيالش جمع بود تا اين هست، سر مردش سوار است. آن گلولة اليافي لطيفي كه قديميها به اش ميگفتند عشق، يك جايي توي راه از دستمان افتاده بود. يا اگر به تئوري توطئه معتقد باشيم، مردها با سياست درهاي باز نابودش كرده بودند. حالا ما و مردها روبه روي هم بوديم. در دوئلي ناجوانمردانه. و مهارتي كه با آن مردهاي تنومند را به زانو درميآورديم، در عضله هاي روحمان جاري نبود.
سال ها بود حسودي شان ميشد. چشم نداشتند ببينند فقط ما مي توانيم با ذوقي كودكانه به چيزهاي كوچك عشق بورزيم. فقط و فقط ما بوديم كه بلد بوديم در معامله اي كه پاياپاي نبود، شركت كنيم. مي توانستيم بدهيم و نگيريم. ببخشيم و از خودِ بخشيدن كيف كنيم. بي حساب و كتاب دوست بداريم. در هستي، عناصر ريزي بودند كه مردها باچشم مسلح هم نميديدند و ما ميديديم. زنانگي فقط مهارت آراستن و فريفتن نبود و آن قديم ها بعضي از ما اين را مي دانستيم. مادربزرگ من زيبايي زن بودن را مي دانست.
وقتي زني از شوهرش از بي ملاحظگي ها و درشتي هاي شوهرش شكايت داشت وهق هق گريه ميكرد، مادر بزرگ خيلي آرام مي گفت: مرد است ديگر، از مرد بودن مثل عيبي حرف مي زد كه قابل برطرف شدن نيست. مادربزرگ مي دانست مردها از بخشي از حقايق هستي محروم اند. لمس لطافت در جهان، در انحصار جنس دوم است و ذات جهان لطيف است.
مادربزرگ مي گفت كار زن ها با خدا آسونه. مردها از راه سخت بايد بروند. راه ميان بري بود كه زن ها آدرسش را داشتند و يك راست مي رفت نزديك خدا. شايد اين آدرس را هم همراه سلاح قديمي مان گم كرديم.
به هر حال، ما الان اينجاييم و داريم از خوشبختي خفه مي شويم. رئيس شركت بهمان بن فروشگاه سپه داده و ما خيلي احساس شخصيت ميكنيم. ده تا نايلون پر از روغن و شامپو و وايتكس و شيشه شور و كنسرو و رب و ماكاروني خريده ايم و داريم به زحمت نايلون ها را ميبريم و با بقية همكارهاي شركت كه آن ها هم بن داشته اند وخوشبختي، داريم غيبت رئيس كارگزيني را مي كنيم و اداي منشي قسمت بايگاني را درمي آوريم و بلندبلند مي خنديم و بارهايمان را مي كشيم سمت خانه. چقدر مادربزرگ بدبخت بود كه در آن خانه مي شست و مي پخت. حيف كه زنده نماند ببيند ما به چه آزادي شيريني دست يافتيم. ما چقدر رشد كرديم. افتخارآميز است كه ما الان، هم راننده اتوبوس هستيم هم ترشي مي اندازيم. مهندس معدن هستيم و مرباي انجيرمان هم حرف ندارد. هورا ما هر روز تواناتر مي شويم. مردها مهارت جمع بستن ما را خيلي تجليل ميكنند. ما مي توانيم همه كار را با همه كار انجام دهيم. وقتي مردها به زحمت بلدند تعادل خودشان را ايستاده توي اتوبوس حفظ كنند، ما با يك دست دست بچه را ميگيريم با دست ديگر خريدها را، گوشي موبايل بين گردن و شانه، كارهاي اداره را راست و ريس مي كنيم. افتخارآميز است.
دستاورد بزرگي است اين كه مثل هم شده ايم. فقط معلوم نيست به چه دليل گنگي، يكي مان شب توي رختخواب مثل كنده اي چوب راحت مي خوابد و آن يكي مدام غلت مي زند، چون دست و پاهايش درد ميكنند. چون صورت اشك آلود بچه اي ميآيد پيش چشمش. بچه تا ساعت پنج مانده توي مهد كودك. همه رفته اند، سرايدار مجبور شده بعد از رفتن مربي ها او را ببرد پيش بچه هاي خودش. نيمة گمشده شب ها خواب ندارد. مي افتد به جان زن. مرد اما راحت است، خودش است. نيمة ديگري ندارد. زن گيج و خسته تا صبح بين كسي كه شده و كسي كه بود، دست و پا مي زند.
مادربزرگ سنت زده و عقب افتادة من كجا مي توانست شكوه اين پيروزي مدرن را درك كند؟ ما به همة حق و حقوقمان رسيده ايم.
زنده باد تساوي
نوشته شده توسط زینی در دوشنبه 1388/08/11 ساعت 11:55 موضوع | لینک ثابت
ممکن است تا به حال شما هم با اين موضوع برخورد کرده باشيد. فرض کنيد که بخواهيد URL های ( آدرسی که با آن صفحات وب را نشان میدهيم ) منفردی ( و نه تمام URL های موجود در history اينترنت اکسپلورر ) را از نوار آدرس حذف کنيد.
مثلا میخواهید آدرس http://www.yahoo. com/ را حذف کنید. من سعی کردم این کار را با هایلایت کردن URLی که میخواهم از نوار آدرس حذف کنم انجام بدهم و سپس با زدن Delete آنرا حذف کنم، اما از طریق این روش هرگز موفق نمیشدم ( اگر بخواهید با این روش URL را حذف کنید. پس از های لایت کردن اگر بخواهید روی آن URL کلیک راست کنید تا Delete را بزنید، کلیک راست هیچ چیزی را نشان نمیدهد ) من همیشه دنبال راه حلی میگشتم تا بتوانم از آن استفاده کنم تا URL های منفرد را بدون Delete کردن کل URL های موجود در history حذف کنم.
اگر دقت کرده باشید هنگامیکه شما در نوار آدرس اینترنت اکسپلورر شروع به تایپ کردن آدرسی میکنید یک یا چند URL که قبلا شما از آن بازدید کرده باشید در نوار آدرس ظاهر میشود. ( مثلا وقتی میخواهید به سایت yahoo بروید به محض تایپ کردن حرف y آدرس سایت یاهو و یا هر سایت دیگری که با حرف y آغاز شود در آنجا ظاهر میشود ) باید بدانید این آدرسی که در آنجا نمایش پیدا میکند از 2 محل گرفته شده است.
1.حافظه مرورگر شما(History)
2.کلیدهای رجیستری که موجب میشوند تا URL های که قبلا مستقیما در نوار آدرس تایپ کرده بوده اید ذخیره شود.
بنابراین شما برای حذف، باید URL مورد نظر خود را در هر 2 جا پیدا کنید و آنرا Delete کنید. ابتدا آن را از History مرورگرتان حذف کنید. برای این کار دکمه History را از نوار ابزار کلیک کنید تا در سمت چپ مرورگرتان، History قرار بگیرد. سپس در قسمت بالایی منوی View را انتخاب کنید و گزینه By site را انتخاب کنید تا لیست URL هایی را تا به حال سر زده اید به صورت ترتیب الفبایی ظاهر شود. اگر URL را که میخواهید حذف کنید در آنجا وجود داشت، بر روی آن راست کلیک کنید و Delete را بزنید. با انجام این کار نصف راه طی شده است و توانسته اید URL را از History حذف کنید. اما اگر URL که میخواستید حذف کنید در History وجود نداشت و یا علیرغم حذف آن از آنجا، هنگام تایپ آدرسی در اینترنت اکسپلورر دوباره آن آدرس در آنجا نشان داده میشد، باید مرحله دوم یعنی حذف آن از رجیستری را نیز انجام بدهید، تا مطمئن شوید URL مورد نظر شما حتما بطور کامل حذف شده است. برای این کار از منوی Start ویندوز، گزینه Run را انتخاب کنید، عبارت Regedit را تایپ کنید تا به قسمت رجیستری ویندوز بروید. سپس مسیر زیر را طی کنید تا به قسمت URL های ذخیره شده بروید:
HKEY_CURRENT_ USER Software Microsoft Internet Explorer TypedURLs
مقادیر سمت راست دارای مقادیری بصورت URL1, URL2, URL3 هستند که هر کدام حاوی آدرسی منحصربه فرد هستند. ( مثلا http://www.yahoo. com/ ) لیست را جستجو کنید تا URL مورد نظر خود را پیدا کنید. سپس آنرا حذف کنید. حالا کار تمام است و میتوانید مطمئن باشید که URL مورد نظرتان کاملا حذف شده است و دیگر در نوار آدرس اینترنت اکسپلورر نمایش داده نمیشود. اکنون آنچه شما نیاز دارید این است که حفره ای که بر اثر حذف URL مورد نظرتان ایجاد شده را بپوشانید. در لیست، URLی را که بیشترین مقدار را دارد، پیدا کنید ( توجه کنید که اگر URL ها بر اساس متن مرتب شده باشند URL10 قبل از URL2 میآید ) و مقدار آنرا به URL که حذف کرده اید عوض کنید. مثلا فرض کنید شما در لیست URL7 را حذف کرده اید و در لیست بزرگترین مقدار URL20 است . شما اکنون باید مقدار URL20 را به URL7 تغییر بدهید تا حفره بوجود آمده را بپوشانید. توجه کنید انجام این کار ضروری است و اگر این کار را نکنید اینترنت اکسپلورر سایر URL هایی را که بعد از URL حذف شده قرار دارند را، هم حذف شده در نظر میگیرد. مثلا اگر مقدار حذف شده URL7 باشد، سایر URL هایی را که بعد از آن قرار میگیرند، دیگر در نظر نمیگیرد و مثلا URL7 با آنها برخورد میکند .
نوشته شده توسط زینی در دوشنبه 1388/08/11 ساعت 11:23 موضوع | لینک ثابت
شبکه کردن دو کامپیوتر از راه دور به وسیله مودم
اگر بخواهید از محل کارتون بخواهید به کامپیوتر منزلتون وصل شوید از این راه می توانید استفاده کنید.
ابتدا باید کامپیوتر منزل را به صورت میزبان قرار دهید برای اینکار در قسمت network connection گزينه create new connection را از سمت چپ صفحه انتخاب كنيد در صفحه باز شده advanced connection را انتخاب كرده و در صفحه بعد accept incoming connection راانتخاب و در صفحه بعد فقط مودم را انتخاب كنيد و در صفحه بعدي گزينه don’t allow را انتخاب كنيد و در صفحه بعد مي توانيد به يك يا چند كاربر اجازه دسترسي به كامپيوترتان را بدهيد و در صفحه بعدي روي گزينه tcp/ip دوبار كليك كرده و specify tcp/ip را فعال كنيد و در قسمت from تايپ كنيد 192.168.1.2 و در to 192.168.1.3 . حال ok را كليك كنيد و در صفحه بعدي finish را كليك كنيد.حال براي وصل شدن به كامپيوتر منزلتون بايد در كامپيوتر محل كار از يكي از اين connection ها براي اتصال به اينترنت استفاده مي كنيد درست كنيد و در محل شماره تلفن شماره تلفن منزل و در قسمت user name و password همانهايي را وارد كنيد كه در مراحل قبل انتخاب كرديد و حال dial را كليك كنيد. بعد از وصل شدن مي توانيد با برنامه remote desktop استفاده كرده و در قسمت ip آن ip كامپيوتر منزل را وارد كنيد
نوشته شده توسط زینی در دوشنبه 1387/09/18 ساعت 13:40 موضوع | لینک ثابت
التماس دعا دوستان .بسیار زیباست.
http://www.4shared.com/file/74244882/b09e857f/agha3.html
نوشته شده توسط زینی در چهارشنبه 1387/09/13 ساعت 12:52 موضوع | لینک ثابت
این شعر را یکی از دوستان برایم ارسال کرده اند که خیلی معنای زیبایی دارد امیدوارم لذت ببرید.
ده آباد کجاست
لذت هستی را کودکی با خود برد
بعد از آن آسایش خفت و در بستر مرد
همه شوقم این بود
از درخت کج همسایه هلوئی بکنم
یا که خود را از بام
روی انباشته برفی فکنم
چه سرور پاکی!
مثل بازی دردشت
مثل دیدار طلوع
مثل بوئیدن یاسی درشب
صف به صف چلچله ها
لب پاشورهء حوض
دستهء شاپرک ها
روی برگ گل سرخ
شادی بلبل مست
روی هر شاخ درخت
خنده میزد همه جا
به رخ غنچهء بخت
چه سرور پاکی!
همه دردم این بود؛
که چرا گالشم از گالش همبازی من زبرتر است
که چرا خانهء پرداخته از بالش من
اندکی از دگری خردتر است
چه غم شیرینی!
مثل بیداری شب
مثل سوزاندن عشق
مثل فریاد پدر
چه غم شیرینی!
من چه میدانستم
زندگی رنگ و ریائی دارد
من چه میدانستم،که بهار یک عشق
خالی از پول خزان می گردد.
من چه می دانستم
که به یک نَه گفتن
سیل خون از بدن شهر روان می گردد
دیگر آن غنچهء زیبای صداقت پژمرد
دیگر آن چلچله از حوض کسی آب نخورد
دل من غمگین است
به کجا باید رفت؟
به چه کس باید گفت؟
ده آباد کجاست؟
که زمینش پر بار
مردمانش هشیار
سفر ه هایش پر نان
چشمه هایش جوشان
آهوانش آزاد
باغ هایش پر آواز قناری باشد.
به کجا باید رفت
که در آن؛
صحبت از « ما» باشد
سخن از شستن غم؛
از همه دلها باشد
دلم از دوری پرواز پرستو افسرد
گلم از مردن همدردی مردم پژمرد
چه کسی می آید؟
چه کسی دست مرا می گیرد؟
که مرا تا حرم سبز خدا
خواهد برد؟
نوشته شده توسط زینی در چهارشنبه 1387/09/13 ساعت 12:42 موضوع | لینک ثابت
اجرای سریع برنامه ها
با استفاده از یکی از قابلیت های ویندوز XP میتوانیدبرنامه های نصب شده بر روی سیستم خود را به شکل سریع تر اجرا کنید. به عنوان مثال در نرم افزارهایی مثل Photoshop و Corel Draw که باز شدن آنهامقداری طول میکشدمیتوانید این برنامه ها را سریع تر باز کنید. برای این کار:بر روی Shotcut برنامه مورد نظر راست کلیک کنید ،سپس Properties را برگزینید.سپس به تب Shortcut بروید.اکنون در قسمت Target به پایان آدرس فایل بروید. سپس بعد از علامت " پایانی یک Space بزنیدو دستور prefetch:1/ را تایپ کنید.در پایان OK را زده و خارج شوید. خوا هید دید که برنا مه ی مورد نظرتا ن در یک چشم به هم زد ن با ز می شود
نوشته شده توسط زینی در دوشنبه 1387/06/25 ساعت 17:29 موضوع | لینک ثابت
با سرویس جدید گوگل، دیگر هیچ سایتی را گم نمیکنید
تازهترین سرویس گوگل ، Web History نام دارد.
Web History چیست؟
بارها شده که سایتهای خیلی جالبی در اینترنت پیدا کردهاید و آنها را به هر دلیل گم کردهاید. شاید آن موقع حس و حال بوکمارک کردن سایت را نداشتهاید ، شاید سیستمتان هنگ کرده بود ، شاید مرورگرتان کرش کرده بود ، شاید یکی از اعضای خانواده تصادفی ، مرورگر را بسته بود و شایدهای دیگر!
ولی سرویس جدید گوگل یعنی Web History یا «تاریخچه وب» به شما امکان می دهد ، سایتهایی را که قبلا از آنها بازدید کردهاید مجددا پیدا کنید و برای پیدا کردن آنها جستجو کنید. این سرویس همچنین جستجوهای شما را در گوگل ثبت میکند. سرویس «تاریخچه وب» ، همچنین علایق اینترنتی را شما را به شیوه جالبی ضبط و ثبت میکند. مثلا به شما میگوید که از چه سایتهایی بیشتر بازیدد کردهاید و یا اینکه بیشتر چه چیزهایی را جستجو کردهاید. اطلاعات مربوط به وبگردیهای شما در سروهای گوگل ذخیره میشود.
شما با مراجعه به آدرس www.google.com/ history میتوانید از این سرویس استفاده کنید. بعد از رفتن به این آدرس باید این سرویس را فعال کنید. همیچنین باید تولبار گوگل را در مرورگر خود نصب کرده باشید.
بعد ازاین کار نه تنها از کامپیوتر خودتان میتوانید از امکانات «تاریخچه وب» استفاده کنید ، بلکه در هر سیستم دیگری هم بعد از وارد شدن به اکانت گوگل خودتان میتوانید ، با این سرویس کار کنید.
خوب حالا به آدرسی که گفتم بروید تا توضیحات بعدیام ، برایتان ملموس باشد.
آیا میتوانم اطلاعات مربوط به بعضی از وبگردیهایم را پاک کنم؟
بله ، بعد از رفتن به www.google.com/ history ، روی Remove items کلیک کنید ، آن قسمت از اطلاعاتی را که دوست دارید پاک شوند ، انتخاب کنید و بعد حذف کنید.
آیا بقیه میتوانند اطلاعات مربوط وبه وبگردیهایم را با استفاده از این سرویس ببینند؟
نه ، نگر اینکه خودتان بیاحتیاطی کرده باشید. مثلا نام کاربری و پسورد اکانت جیمیلتان را به کسی داده باشید. یا بعد از کار با کامپیوتر ، از اکانت گوگل خودتان خارج نشده باشید ، اصطلاحا Sign out نکرده باشید.
نمیدانم چرا با وجود اینکه سرویس «تاریخچه وب » را فعال کردهام ، اطلاعات مربوط به وبگردیهایم ضبط نمیشود؟
این موضوع چندین دلیل می تواند داشته باشد:
- وبگردی را زمانی انجام دادهاید که وارد اکانت گوگل نشدهاید.
- به دلایل امنیتی این سرویس گوگل اطلاعات مربوط به سایتهایی را که آدرسشان با https شروع شود ، ذخیره نمیکند.
- امکان دارد شما در تولبار گوگل ، page rank را غیرفعال کرده باشید ، در این صورت باز هم اطلاعات ضبط نمیشوند. برای فعال کردن page rank در تولبار گوگل می توانید روی Options در تولبار گوگل کلیک کنید. بعد روی More کلیک کنید و سپس کلیکی هم روی PageRank and Page Info انجام دهید ، حالا OK را بزنید.
- همچین باید مطمئن شوید در صفحه اصلی تاریخچه وب ، نتایج جستجو را محدود نرکده باشید. اگر این کار را کردهاید باید روی Expand your web history در همان صفحه کلیک کنید.
- جاوا اسکریپت باید هم فعال باشد.
آیا میتوانم به صورت موقت ، سرویس تاریخچه وب را متوقف کنم؟
بله ، در صفحه اصلی تاریخچه وب روی Pause کلیک کنید. هر وقت هم خواستید تاریخچه وب ضبط فعالیتهای اینترنتیتان را از سر بگیرد روی resume کلیک کنید.
آیا تاریخچه وب ، خروجی فید هم دارد؟
بله ،آدرس خروجی فید تاریخچه وب این است : https://www. google.com/ history/? output=rss وقتی وارد این آدرس شدید خبرخوان یا feed reader از شما نام کاربری و پسورد میخواهد. توجه داشته باشید که مواظب باشید با استفاده از خبرخوانهای آنلاین ، تاریخچه وبگردیهایتان را برای همه آشکار نکنید!
بوکمارک در تاریخچه وب چیست و چگونه میتوانم از آن استفاده کنم؟
بوکمارکهای تاریخچه وب مثل بوکمارکهای مرورگرهای اینترنتی ، شیوهای هستند برای مرتب کردن ، ذخیره و طبقهبندی سایتهای بازید شده.
روی ستاره در کنار نام هر سایت کلیک کنید ، بعد روی Edit bookmark کلیک کنید تا بتوانید برچسبی به سایت بزنید یا توضیح کوتاهی در مورد سایت بنویسید.
منظور از trends چیست؟
trends همان علایق اینترنتی شماست. با کلیک روی trends میتوانید ببینید که بیشتر چه عباراتی را جستجو کردهاید و از چه سایتهایی بازدید کردهاید و یا در جریان فعالیت روزانه خود قرار بگیرید.
سرویس جدید گوگل واقعا سرویس جالبی است. علاوه بر همه اینها به نظر من یک دفترچه خاطرات اینترنتی هم محسوب میشود. مثلا آیا برای شما جالب نیست که ببینید سال قبل همین موقع از چه سایتها و وبلاگهای بازدید کرده بودید و چه چیزهایی را جستجو کرده بودید؟
نوشته شده توسط زینی در یکشنبه 1386/05/21 ساعت 15:32 موضوع | لینک ثابت
شيطان جنس كهنه مي فروشد
شيطان مي خواست كه خود را با عصر جديد تطبيق بدهد، تصميم گرفت وسوسههاي قديمي و در انبار ماندهاش را به حراج بگذارد. در روزنامهاي آگهي داد و تمام روز، مشتري ها را در دفتر كارش پذيرفت.
حراج جالبي بود: سنگهايي براي لغزش در تقوا، آينههايي كه آدم را مهم جلوه ميداد، عينكهايي كه ديگران را بياهميت نشان ميداد. روي ديوار اشيايي آويخته بود كه توجه همه را جلب ميكرد: خنجرهايي با تيغههاي خميده كه آدم ميتوانست آنها را در پشت ديگري فرو كند، و ضبط صوتهايي كه فقط غيبت و دروغ را ضبط مي كرد.
شيطان رو به خريدارها فرياد مي زد: "نگران قيمت نباشيد! الان برداريد و هر وقت داشتيد، پولش را بدهيد."
يكي از مشتريها در گوشهاي دو شيء بسيار فرسوده ديد كه هيچكس به آنها توجه نميكرد. اما خيلي گران بودند. تعجب كرد و خواست دليل آن اختلاف فاحش را بفهمد.
شيطان خنديد و پاسخ داد: "فرسودگيشان به خاطر اين است كه خيلي از آن ها استفاده كردهام. اگر زياد جلب توجه مي كردند، مردم ميفهميدند چه طور در مقابل آن مراقب باشند. با اين حال قيمت شان كاملاً مناسب است. يكي شان "شك" است و آن يكي "عقدة حقارت". تمام وسوسههاي ديگر فقط حرف ميزنند، اين دو وسوسه عمل مي كنند."
نوشته شده توسط زینی در یکشنبه 1386/05/21 ساعت 15:29 موضوع | لینک ثابت
سلام .
امروز وقت کردم تا مطالب عاطفی بنویسم تا فکر نکنید چون کامپیوتری هستم خشک و بی احساسم.
آموخته ام که راه رفتن کنار پدرم در یک شب تابستانی در کودکی شگفت انگیزترین چیز در بزرگسالی است.
آموخته ام که زندگي مثل يک دستمال لوله ای است که هرچه به انتهایش نزدیکتر می شویم سریعتر حرکت می کند.
آموخته ام که پول شخصیت نمی خرد.
آموخته ام که این عشق است که زخمها را شفا می دهد نه زمان.
آموخته ام که تنها اتفاقات کوچک روزانه است که زندگي را تماشايي مي کند.
آموخته ام که خداوند همه چيز را در يک روز نيافريد. پس چه چيز باعث شد که من
بينديشم مي توانم همه چيز را در يک روز به دست بياورم.
آموخته ام که چشم پوشي از حقايق، آنها را تغيير نمي دهد.
آموخته ام که وقتي با کسي روبرو مي شويم انتظار لبخندي جدي از سوي ما رادارد.
آموخته ام که هيچ کس در نظر ما کامل نيست تا زماني که عاشق بشويم.
آموخته ام که زندگي دشوار است، اما من از او سخت ترم.
آموخته ام که فرصتها هيچ گاه از بين نمي روند، بلکه شخص ديگري فرصت از دست
داده ما را تصاحب خواهد کرد.
آموخته ام که لبخند ارزانترين راهي است که مي شود با آن، نگاه را
وسعت داد. آموخته ام که نمي توانم احساسم را انتخاب کنم، اما مي توانم نحوه برخورد باآنرا انتخاب
کنم.
میلاد امام حسین و امام زین العابدین و حضرت ابوالفضل را به همه دوستان گلم تبریک می گویم.
در پناه گل نرگس.
http://www.tebyan.net/Ejtemaii/84/02/Html/ej-840213-1testkhab.htm
نوشته شده توسط زینی در شنبه 1385/06/04 ساعت 14:14 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
پیوندهای روزانه
سایت مرجع متخصصین ایران
مرکز اطلاع رسانی شهید آوینی
شاگردان کلاسم
وب سایت آقای رئیس جمهور
دو دوست 14 ساله
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY